حس لعنتی

خرید بک لینک

امکانات وب

گاهی وقتا یه حس خیلی بدی میاد میشینه کنارت ...دستشو میندازه دورت ..تمامتو تسخیر میکنه از حس بد و نا امیدی و بغض و گریه !!

اون موقع اس که خودتو از عالم و آدم جدا میکنی ... در اتاقتو میبندی،برق اتاقتو خاموش میکنی میشینی کنج اتاقت و زل میزنی به یه نقطه نا مشخص ...

بدونِ پلی شدن هیچ آهنگی اشکات فرود میان ... چند دقیقه همینطوری میگذره ولی یهو انگار به خودت میای :(

با پشت دست اشکاتو پاک میکنی و همینطوری زل میزنی به اون نقطه نا مشخص و یه پوزخند میزنی به اون حال مزخرف...

با خودت زمزمه میکنی آخه دختر مگه چیشده ک اینطوری میکنی؟میدونی چقدر ازون زمان گذشته ؟؟ ازفکرش بیا بیرون ...من میدونم تو قوی ای همینطوری با خودت اشک میریزی و حرف میزنی و آروم آروم خوابت میبره ...

داستان همینجا تموم میشه،چون فردا دیگه اون دخترِ غمزده ی دیشب نیستی :)

#دست_نوشته

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۵ساعت 0:23&nbsp توسط ❤️FrZnw❤ |
دلگیری هاے عاشقانہ...

ما را در سایت دلگیری هاے عاشقانہ دنبال می‌کنید

برچسب: لعنتی, نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 16:44

صفحه بندی