حس لعنتی
-
تاریخ: 1396/6/23 ساعت: 16:44
گاهی وقتا یه حس خیلی بدی میاد میشینه کنارت ...دستشو میندازه دورت ..تمامتو تسخیر میکنه از حس بد و نا امیدی و بغض و گریه !! اون موقع اس که خودتو از عالم و آدم جدا میکنی ... در اتاقتو میبندی،برق اتاقتو خاموش میکنی میشینی کنج اتاقت و زل میزنی به یه نقطه نا مشخص ... بدونِ پلی شدن هیچ آهنگی اشکات فرود میا...
حس لعنتی
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 10:21
گاهی وقتا یه حس خیلی بدی میاد میشینه کنارت ...دستشو میندازه دورت ..تمامتو تسخیر میکنه از حس بد و نا امیدی و بغض و گریه !! اون موقع اس که خودتو از عالم و آدم جدا میکنی ... در اتاقتو میبندی،برق اتاقتو خاموش میکنی میشینی کنج اتاقت و زل میزنی به یه نقطه نا مشخص ... بدونِ پلی شدن هیچ آهنگی اشکات فرود میا...
او حالش خوب است :)
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 8:13
او حالش خوب است... میخندد قدم میزند قهوه مینوشد موهایش را با حوصله میبافد حتی گاهی به یاد کودکی هایش باب اسفنجی تماشا میکند.... مهربان است و پر محبت مانند همیشه اما کسی از شب هایش خبر ندارد از این پهلو آن پهلو شدنش بی خبر است کسی نمیداند تا حوالی چهار صبح یک آهنگ مدام در حال تکرار است گوش هایش خسته ...